ویدیو رونمایی آلبوم «نگار», سایت موسیقی ما

ویدیو رونمایی آلبوم «نگار», سایت موسیقی ما
موسیقی ما – «سالار عقیلی» این روزها آلبومِ «نگار» را منتشر کرده است، آلبومی که می‌توان آن را تجربه‌ای جدید در آثارِ این خواننده‌ی نام‌دار دانست؛ این اثر با آهنگ‌سازی «شایان کریمی» و شعرهای «سعید رمضانی» در فضای موسیقی ارکسترال است. در «نگار» از سازهای جدیدی مانند آکاردئون، گیتار الکتریک و کاخن استفاده شده که فضایی متفاوت به آخرین تجربه‌ی این خواننده داده است.

خواننده‌ی نام‌دارِ موسیقی ایران می‌گوید از همان اولی که قطعاتِ این اثر را شنیده است، آن را دوست داشته و به‌خصوص قطعه‌ی «نگار» به دلش نشسته و محرکی شده برای آنکه دلش بخواهد این اثر را بخواند. او همچنین قطعه‌ی «برگ‌ریزان» را به «ناصر ملک‌مطیعی» تقدیم کرده است: «دوست داشتیم که در زمان زنده بودن استاد این اثر منتشر می شد و خیلی هم برای رسیدن به این هدف تلاش کردیم؛ ولی زمان تولید اثر طول کشید. یاد استاد ملک مطیعی تا همیشه در دل تمام مردمان ایران زمین خواهد ماند که شاعر می‌گوید: «بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی، در سینه‌های مردم عارف مزار ماست…»

سالار عقیلی در ادامه قطعه‌ای را به صورت زنده اجرا کرد. او در این اثر برای اولین بار با «شایان کریمی» هم‌کاری داشته است که درباره‌ی آن می‌گوید: «آهنگ‌سازِ این اثر از جوانان بسیار مستعد هستند. تقریبا هر روز آثار و قطعات زیادی از سوی هنرمندان جوان برای همکاری با بنده ارسال می شوند و ما هم گوش می کنیم و تصمیم می‌گیریم. ولی وقتی آقای شایان کریمی برای اولین بار قطعه نگار را برای من فرستادند، 26 ساله بودند. من با تصور اینکه به هر حال کار یک جوان تازه کار است به اثر گوش کردم. به مرور توانستم با آن ارتباط برقرار کنم و در همفکری با همسرم متوجه شدم که ایشان هم با کار ارتباط برقرار کرده است. الان در مصاحبه ای از من پرسیدند که چرا با جوانان کار می کنید؟ و من هم در پاسح گفتم که چه اشکالی دارد؟ شاید اثر یک فرد ده ساله بتواند همه گیر شود و به موفقیت برسد. استاد پرویز یاحقی در سن 18 سالگی اثر «امید دل» را برای استاد آواز ایران استاد غلامحسین بنان ساخت و در آن زمان کشور با این اثر تکان خورد. قطعا سن و سال ملاک خوبی برای فعالیت هنری نیست. زمانی که من 16 ساله بودم، اساتید بسیاری مثل استاد فرهاد فخرالدینی، ارشد طهماسبی، فریدون شهبازیان و کیوان ساکت دست من را گرفتند و از من حمایت کردند و به همین خاطر من امروز حمایت از جوانان را وظیفه خودم می دانم. برخی تنظیم‌های این اثر در ابتدا برای من تازگی داشت، حتی قطعه‌ای بود که در آن از گیتار الکتریک استفاده شده بود و من در ابتدا کمی در این باره موضع داشتم؛ ولی به مرور و با چند بار گوش دادن، حس کردم که اثر زیبایی خاصی به لحاظ شنیداری دارد و قبول کردم تا آن را بخوانم.»

شایان کریمی آهنگساز این اثر نیز درباره «نگار» گفت: «آلبوم نگار یکی از متفاوت ترین آثاری است که من کار کرده‌ام و به جرات می‌توانم بگویم متفاوت ترین اثر با صدای آقای عقیلی هم هست. در این آلبوم و در حوزه موسیقی تلاش کرده‌ایم که فضایی کاملا ساختارشکنانه را تجربه کنیم. مراحلِ پیش‌تولیدِ این آلبوم حدود چهار سال پیش آغاز شد، اگرچه آقای عقیلی پس از شنیدن برخی قطعات که در تنظیم آنها از گیتار الکتریک استفاده شده بود، کمی نگران بودند و می‌خواستند تنظیم تغییر کند؛ ولی به مرور ماجرا عوض شد و این قطعه یکی از بهترین آثار این آلبوم شد.»

آلبوم «نگار» در 8 قطعه تولید شده که تمامی اشعار از سروده های «سعید رمضانی» است. این آلبوم به همت انتشارات «شمع و مه» و انتشارات «آماج هنر» تهیه و تولید شده است.

گروه موسیقی میرزاعبدالله در جشنواره موسیقی کشور کرواسی به اجرای برنامه پرداخت

گروه موسیقی میرزاعبدالله در جشنواره موسیقی کشور کرواسی به اجرای برنامه پرداخت

با خوانندگی «پوریا اخواص»

گروه موسیقی میرزاعبدالله در جشنواره موسیقی کشور کرواسی به اجرای برنامه پرداخت

موسیقی ما – گروه موسیقی میرزاعبدالله در جشنواره موسیقی کشور کرواسی به اجرای برنامه پرداخت. این گروه متشکل از مازیار شاهی(تار)، پوریا اخواص(آواز و قیچک)، گوهرناز مسایلی(سازهای کوبه ای)، بهناز بهنام نیا(عود) و محمد یوسفی(نی) شش اجرا در کشور کرواسی داشت و یکی از اجراها در تلویزیون این کشور انجام و به صورت زنده پخش شد. 
 
چندی پیش در دیدار سفیر کرواسی با معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درخواست اجرای گروهی از ایران در جشنواره موسیقی کرواسی داشت که گروه میرزاعبدالله با حمایت معاونت امور هنری، دفتر موسیقی و انجمن موسیقی ایران در راستای حمایت از موسیقی ایرانی به این جشنواره اعزام شد و میهمان جشنواره کرواسی بود.

مازیار شاهی از اعضای گروه میرزاعبدالله درباره این جشنواره و اجرای گروه گفت: استقبال از اجرای گروه میرزاعبدالله قابل توجه بود و بیشتر مخاطبان با اینکه کروات بودند؛ درباره نحوه اجرا، سازها و موسیقی ایرانی پرسش هایی مطرح می کردند و برایشان جالب بود. بیشتر گروه های شرکت کننده در جشنواره همراه با حرکات نمایشی حضور داشتند اما اجراهای گروه میرزاعبدالله که بر موسیقی متمرکز بود، مورد توجه قرار گرفت.

«مانترا» رونمایی می‌شود | موسیقی ما

«مانترا» رونمایی می‌شود | موسیقی ما

با حضور نادر مشایخی، هوشیار خیام، مانی جعفرزاده، رضا فرهادی و بهنام ابوالقاسم

موسیقی ما – «مانترا» دومین تجربه شخصی سام اصفهانی در قالب مجموعه‌ای برای تک‌نوازی پیانو جمعه (ِیازدهم مرداد ماه) با حضور نادر مشایخی، هوشیار خیام، مانی جعفرزاده، رضا فرهادی، بهنام ابوالقاسم در شهر کتاب مرکزی برگزار می‌شود.
 
«مانترا» پس از «ماندالای درون» دومین تجربه شخصی سام اصفهانی در قالب مجموعه‌ای برای سولوی پیانوست. مجموعه حاضر شامل 6 قطعه برای پیانوست.
 
سه قطعه اول که با پیشوند «پانوراما» آمده است، در واقع دنباله پانوراماهایی است که اساس آن‌ها در مجموعه اول برنامه‌ریزی شده است، قطعاتی که در آن‌ها از الگوهای تماتیک یا ریتمیک موسیقی ایرانی(شامل ردیف دستگاهی، مقامی و محلی) به طور مستقیم بهره گرفته شده است.
 
پیشوند «پانوراما» بر این دسته قطعات، اشاره بر تصاویر کشیده در عکاسی دارد که در واقع کنایه‌ای است بر کشیدگی زمان.
 
سه قطعه بعدی (والس کولی، به خاطر آفتاب یکشنبه، مرثیه‌ای برای درخت) قطعات لیریک و تغزلی برای پیانوست که رویکردی غیر مستقیم به المان‌های موسیقی ایرانی دارد.
 
سام اصفهانی، آهنگساز، نوازنده پیانو و مدرس دانشگاه، آهنگساز و پیانیست مجموعه “مانترا” (تک‌نوازی پیانو)، از کودکی نوازندگی پیانو را آغاز کرد و و دوره تکمیلی را نزد پروفسور کلارا بوکوچاوا گذرانده است. او در زمینه آهنگسازی و سایر آموزه‌های تخصصی موسیقی از محضر استادان: فرید عمران، احمد پژمان، حسین دهلوی، حسین ریاحی، کامبیز روشن‌روان، امیر اسلامی، مسعود ابراهیمی و… بهره برده  است.
 
شرکت در این برنامه، برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.
 
 شهر کتاب مرکزی، واقع در خیابان شریعتی، بعد از خیابان مطهری، نبش کوچه کلاته در این برنامه، جمعه 11 مرداد ساعت 19 میزبان علاقه‌مندان به هنر و موسیقی است.

حذف یک جریان ریشه‌دار به بهانه نوگرایی

منصور صفائیان
[ منصور صفائیان – کارشناس ارشد موسیقی ]

تکثّر و تعدد تفکر و عقاید، آن هم در عرصه هنر طبیعی است و نشان از پویایی جریان هنر در کشور است. در یادداشت‌های خود اصراری بر تغییر تفکر شما و یا هیچ شخص دیگری ندارم. چرا که همان‌گونه که سابقه شنیداری، شناخت موسیقایی و ذائقه بنده، عقبه و پیشینه‌ی طولانی دارد و به‌سختی قابل تغییر است، شما نیز با همین ادلّه با استحکام بر مواضع خود باقی خواهید ماند.

تنها تفاوت ما در حذف جریانات است. بدون‌شک همچون گذشته بر عقیده‌ی خود پافشاری می‌کنم که به لزوم و ماندگاری «ارکستر موسیقی ملی» با همان ساختار گذشته پایبندم. ولی در عین حال، مخالفِ نوگرایی و تشکیل ارکستر ملی «با مفهوم ارکسترِ ناسیونال» و یا آنسامبل سازهای ایرانی نیستم و قائل به این مطلبم که رپرتوار و همچنین مخاطبین این ارکستر‌ها -در عرضه و تقاضا- متفاوت‌اند.

انتقاد و اعتراض من، به پیدایش یک جریان جدید (تشکیل ارکستر ناسیونال یا آنسامبل سازهای ایرانی) در ازای حذف یک جریان دیگر (ارکستر موسیقی ملی) است.

همان‌طور که در یادداشت شما آمده، استاد فخرالدینی با همکاریِ دیگر هنرمندان وقت، در دهه ۷۰ با همراهی جناب آقای مرادخانی (مدیرکل وقت مرکز موسیقی) بنا به ذائقه، علاقه‌مندی و همچنین تأثیرگذاری بر حاکمیت (و با اتّکا به کاریزمای هنری و شخصیت حقیقی خود) توانستند چنین امتیازی را از حاکمیت بگیرند تا ارکستری با پشتوانه دولتی تأسیس کنند‌.

اساتیدی که در یادداشت خود نام بردید، همچون علی رهبری، حسین علیزاده، بردیا کیارس، فردین خلعتبری و دیگر نوگرایان در باب این موضوع، در حالِ حاضر از موزیسین‌های فاخر و دارای کاریزمای بالا بین هنرمندان و گاه در حاکمیت می‌باشند. چرا این هنرمندان از اعتبارِ خودشان برای نوآوری و علاقه‌مندی‌های خود و مخاطبان‌شان استفاده نمی‌کنند؟! و تحقّق اهداف خود را، تنها در گرو زیر پا گذاشتن و مصادره یک جریان اصیل و ریشه‌دار و پرمخاطب می‌دانند.

در یادداشت شما آمده:
«آقای مرادخانی با آن شامّه‌ی اقتصادیِ بسیار فعّال، مسلّم می‌دانستند که آنچه از دست آقای فخرالدّینی برمی‌آید -فارغ از ارزش فرهنگی مورد نظر اُستاد- می‌تواند بازدهیِ مالی‌ای داشته ‌باشد که هرگز اُرکستر سمفونیک ندارد. آن عکسِ دلپذیر را از نخستین اجرای ارکستر ملّی در سال ۱۳۷۷ به یاد بیاوریم: استاد علی تجویدی، استاد محمّدرضا شجریان، استاد فرهاد فخرالدینی، استاد فریدون مشیری در یک قاب. چه کسی است که به تماشای چنین کنسرتی نرود؟»

از هر منظری پاراگراف بالا را مطالعه می‌کنم‌، گویی در تأیید عرایض بنده، ناخواسته بر اهمیت و لزوم وجود این ارکستر تأکید کرده‌اید.

نگاه اول، ارزش فرهنگی که برآمده از ذائقه‌ی استاد بزرگی همچون فرهاد فخرالدینی است و مزیّن به مُهر تأیید اساتیدی همچون محمدرضا شجریان، علی تجویدی و فریدون مشیری و در نگاه دوم، بازدهی مالی ارکستر موسیقی ملی که بیش از ارکستر سمفونیک است که نشان از مخاطبین بالا و علاقه‌مندی عموم جامعه به این ژانر از موسیقی ایرانی دارد.

در بند دیگر گفته‌اید:
«بدیهی ‌است که استاد شجریان بنا نداشت فعالیت‌های مستقل و موفقِ خود را کنار بگذارد و خواننده‌ی رسمی ارکستر ملی باشد. استادان دیگر هم هر یک هویّت مستقل خودشان را داشتند. پس از فردای آن کنسرت، حیات آن ‌چه ارکستر موسیقی ملی می‌خوانیم، منوط شد به حضورِ یک نفر بنیان‌گذارِ آن (استاد فخرالدینی) و یک ارکستر نمی‌تواند تنها مبتنی بر «کاریزم» شخصیِ یک هنرمند به حیات ادامه بدهد.»

در جواب باید بگویم اگر انتظار داشتید استاد شجریان، استاد علی تجویدی یا استاد فریدون مشیری به استخدام اکستر یا نهادی همچون بنیاد رودکی دربیایند و همواره با ارکستر باقی بمانند که منطقی نیست. چرا که چهره‌هایی که نام می‌بریم، از مفاخر تاریخ هنر ایران هستند و هیچ‌وقت نمی‌توان چنین اشخاصی را به انحصار یک ارکستر یا یک نهاد درآورد. وجود اساتید در افتتاحیه و یا همکاری دوره‌ای این اشخاص با ارکستر نشان از تأیید این جریان از سوی این شخصیت‌ها دارد و علاوه بر همکاری و اجرای اثر با ارکستر در راستای تطهیر و مشروعیت‌دهی به این جریان نیز مؤثر است.

و اما حیات ارکستر موسیقی ملی که وابسته به شخصیت حقیقی و هنری و کاریزمای یک نفر (شخص استاد فخرالدینی) است، ایراد دیگری است که از منظر شما، یک ارکستر نمی‌تواند مبتنی بر کاریزمای شخصی یک هنرمند باشد.

مگر غیر از این است که مُقدّراتِ چهار سال (در واقع هشت سال) یک کشور پهناور، با وجود انبوهی از عقاید و تفکرات مختلف مردمی، در یک انتخابات رقم می‌خورد و بر مبنای کاریزمای شخصی یک کاندیدا شکل می‌گیرد؟ در همه‌جای دنیا، شخص رئیس‌جمهور بر مبنای سلیقه شخصی، مدیریت اجرایی کشور را اداره «نمی‌کند»، بلکه سکان‌دارِ ایدئولوژی و تفکراتی می‌شود که یک جریان و عقبه طولانی را به یدک می‌کشد و اصطلاحاً سیاست‌های یک جناح سیاسی را در مدیریت اجرایی خود لحاظ می‌کند.

مدیریت ارکستر موسیقی ملی ایران توسط یک شخص و بر مبنای کاریزما و شخصیت یک هنرمندِ خاص نیز مصداق مشابهی است از این فرآیند. استاد فخرالدینی تنها هنرمندی است که از آن «ژانر مورد نظر» برای موسیقی ایران باقی مانده و به اعتقاد و اِجماع همه، شخص دیگری برای ایجاد همه‌پرسی جهت انتخاب مدیریت این فضا نداریم. چه‌بسا سطح علمی وکاریزمای استاد در حد و اندازه‌ای هست که با وجود گزینه‌های دیگر و روی آوردن به همه‌پرسی نیز، مجدداً با رضایت حداکثری مخاطبان این ژانر، مورد اقبال عمومی قرار بگیرد.

ولی از ماست که بر ماست. اساتید ارجمند همایون رحیمیان، علی‌اکبر قربانی، شهرام توکلی (شورای فنی ارکستر وقت) شاهد بودند که در چندین جلسه که با موضوع رفع مشکلات ارکستر و بیان پیشنهادات در محضر استاد فخرالدینی برگزار شد، صریحاً مورد عتاب و خطاب شخص استاد قرار گرفته‌ام. نقد و پیشنهادات بنده که در راستای حفظ جایگاه ارکستر بود، باعث شد استاد فخرالدینی و حتی شورای فنی از بنده آزرده‌خاطر شوند. چرا که جناب فخرالدینی و همراهان معتقد بودند که برای ماندگاری نباید تلاش کرد و اگر قرار است حاشیه‌ای در میان باشد، ترجیح به کناره‌گیری است که این‌چنین هم شد و تلاش من نیز مورد غضب واقع شد.

با کمال احترام به شخص استاد فخرالدینی (دُردانه هنر موسیقی ایران‌زمین) و همراهان ایشان، حقیر به‌عنوان کوچک‌ترین عضو جامعه موسیقی به این قائل هستم که جایگاه این اساتید در ارکستر موسیقی ملی امانتی بود با اعتماد و پشتوانه‌ای از یک جریان اصیل، ریشه‌دار و پرمخاطب که دودَستی و بدون هیچ مقاومتی، تقدیم دولت شد تا مافیای تنومند موسیقی آن را چپاول کند و امروزه شاهد اجرای هر برنامه‌ای با عنوان ارکستر موسیقی ملی باشیم و نتیجه این باشد که وجود ارکستر موسیقی ملی نالازم تشخیص داده شود.

هرچند که رفتارها و عمل‌های صورت گرفته توسط بنیاد رودکی و معاونت هنری نیز در شأن و شخصیت استاد نبود ولی راهکارهای مختلفی برای جلوگیری از این بحران وجود داشت که متأسفانه اقدامی صورت نگرفت. قطعاً بی‌انگیزگی اعضای شورای فنی ارکستر (شورای وقت) در حفظ ارکستر و همچنین دوستی دیرینه استاد فخرالدینی و جناب مرادخانی (معاون هنری وقت) در این تصمیم و کناره‌گیری بی‌تأثیر نبود. تصمیمی که هزینه آن را جامعه موسیقی و مخاطبان خاص ارکستر پرداخت کردند.

در یادداشت جناب دکتر مانی جعفرزاده خطاب به بنده آمده:
«ماجرا وقتی عجیب‌تر می‌شود که منصور صفائیان در یادداشت‌اش می‌گوید [نَقل به مضمون] که نوازندگانِ ارکستر سمفونیک، از صافیِ امتحان‌هایی می‌گذرند که به‌کارِ نواختنِ موسیقی ایرانی نمی‌آید. آن‌چه صافیِ ورود به ارکستر سمفونیک محسوب می‌شود (آزمون ورودی شامل اجرای قطعات از چهار دوره موسیقی و دشیفراژ و…) بدیهی‌ترین سطح توانایی نوازنده است برای موضوعی به‌نامِ گروه‌نوازی و اگر این صافی وجود نداشته‌باشد، چه تضمینی وجود دارد که آن نوازنده‌ای که خیلی هم در نواختنِ موسیقیِ ایرانی توانا است، وقتی به ارکستر وارد می‌شود، بتواند یک نوازنده‌ی ارکسترِ کارآمد محسوب بشود؟ آیا این نگاه، ما را نمی‌بَرد به آن سمتی که هر کَس به هر دلیل اگر از ورود به ارکسترهای دیگر مملکت جا بمانَد، بیاید و عضو چنین ارکستری بشود؟ دقّت کُنید! من نمی‌گویم حالا هر نوازنده‌ای که در «ارکستر ملّی» دارد می‌نوازد، کسی‌ست که از دیگر ارکسترها جا مانده است. دارم می‌گویم چُنان استدلالی که منصور صفائیان آورده، خطری به این وضوح را می‌تواند در پِی داشته‌باشد. باید دو قدم جلوتر از پیش پا را هم دید.»

در پاسخ، اولاً عرض بنده این نبود که برای نوازندگی در ارکستر موسیقی ملی، فقط به شناخت موسیقی ایرانی بسنده کنیم و نوازندگانِ ارکستر سمفونیک، از صافیِ امتحان‌هایی می‌گذرند که «مطلقاً» به‌کارِ نواختنِ موسیقی ایرانی نمی‌آید. بلکه بنده به این قائلم که نوازندگان ارکستر سمفونیک برای ورود به حوزه موسیقی ایرانی، باید از صافی‌های موسیقی ایرانی نیز عبور کنند. ثانیاً شناخت موسیقی ایرانی نسبت به موسیقی کلاسیک غربی آن‌قدر هم که شما در یادداشت خود پیش‌پااُفتاده و سَهل و حقیر بیان کرده‌اید، نیست که هر کَس به هر دلیل از ورود به ارکسترهای دیگر مملکت جا بمانَد، بیاید و عضو ارکستر موسیقی ملی شود. این جمله حتی به‌عنوان یک فرض هم پسندیده نیست و دقیقاً مضمون نقد من و هم‌فکرانم همین نگرش است که شما صریحاً به آن اذعان دارید.

حقیر معتقد است همان‌طور که ورود به ارکستر سمفونیک نیازمند آموخته‌ها و مؤلفه‌های خاص خود است، حضور در ارکستر موسیقی ملی نیز نیازمند شناخت و تخصص در حوزه موسیقی ایرانی است و صرفاً آشنایی به موسیقی کلاسیک غربی، برای ورود به این عرصه کافی نیست و قطعاً شناخت هنرمند به هر دو گونه موسیقی باعث رشد و تعالی ارکستر خواهد شد که ترجیحاً باید این‌چنین هم باشد. از طرفی علاقه‌مندی و عشق ورزیدن به این نوع موسیقی نیز از سوی نوازندگان ارکستر، نکته حائز اهمیتی است که امروزه هدف اصلی حضور نوازندگان کلاسیک در ارکستر موسیقی ملی، بدون هیچ‌گونه دلبستگی و شناختی، صرفاً دغدغه مالی و درآمدزایی است.

ثالثاً نمی‌دانم این نگاه بالا به پائینی که از دید نوازندگان کلاسیک غربی به نوازندگان ایرانی آمده، از کجاست؟ چرا وقتی یک نوازنده ویلن کلاسیک قادر به اجرای ربع‌پرده‌های موسیقی ایرانی نیست و تکیه و تحریر و ویبراسیون‌های معمول در ارکستر‌های موسیقی ایرانی را نمی‌شناسد و شناختی از دستگاه‌ها و آوازهای موسیقی ایرانی ندارد، عیب نیست (و نمی‌گوییم به خاطر عدم توانایی از ارکستر موسیقی ملی جا مانده و باید برای کسب این مهارت تلاش کند و به این قائل باشیم که عدم شناخت از موسیقی ایرانی منجر به حذف و عدم پذیرش متقاضی در ارکستر موسیقی ملی می‌شود) ولی اگر نوازنده ویلن مسلط به موسیقی ایرانی، در پوزیسیون ششم فالش بزند (که به ندرت در ساختار موسیقی مورد نظر، این پوزیشن مورد استفاده قرار می‌گیرد) یعنی نوازنده قابلی نیست؟!

حتی در ادامه یادداشت خود گفته‌اید:
«باید یاد بگیرند که ارکستر، بخشی جدایی‌ناپذیر از یک شیوه‌ی اندیشیدن و سلوکِ فکری و اجتماعی است. رهبر-معلّم باید این‌ها را هم آموزش بدهد؛ چون شواهد حاکی‌است تعدادی از نوازندگان ارکستر ملی [و نه همه‌شان] به چنین آموزش‌هایی نیاز دارند.»
سوال من این است که آیا نصیحت شما فقط به نوازندگان ارکستر موسیقی ملی است؟!

در تأیید فرمایش شما پاراگراف را کامل می‌کنم: یادگیری و آموختن و همچنین اصلاح فرهنگ‌های نامناسب را صرفاً به نوازندگان ارکستر موسیقی ملی توصیه نکنید. چرا که عدم توانایی تکنیکالِ نوازندگان دیگر ارکسترها (مثل عدم شناخت موسیقی ایرانی توسط نوازندگان ارکستر سمفونیک برای حضور در ارکسترهای ایرانی) و کلاً فرهنگ‌های ناپسند موجود در حوزه هنر که در اینجا فرصتی برای ذکر نمونه نیست، «از پیشکسوتان تا هنرجویان مبتدی» در خیلی از مسائل باید اصلاح شود.

بهتر است که هر متخصص را در جای خود بنشانید. چرا گمان می‌کنید عزیزانی که در حوزه موسیقی کلاسیک آموزش دیده‌اند، با وجود مشهود بودنِ عدم توانایی در موسیقی اصیل ایرانی، همه‌فن‌حریف هستند و نوازندگان موسیقی ایرانی تک‌بُعدی که اگر این‌چنین نیز باشد، کوتاهی فرهنگی خودمان است و نشان از کم‌کاری در این حوزه دارد.

بگذارید کمی از بحث اصلی فاصله بگیرم و «آسیب‌شناسی» کنیم.

چه کسی پاسخگوی حذف سلیقه‌ای رشته ویلن با گرایش ایرانی در هنرستان‌ها و دانشکده‌های موسیقی و حتی جشنواره‌های تخصصی است؟ این در حالی‌ست که اولین پژوهش‌ها و تألیفات و انتشار کتاب‌های تخصصی موسیقی پس از علمی شدن موسیقی در ایران، برای ساز ویلن با گرایش موسیقی ایرانی نوشته شده است. مجموعه‌هایی همچون «دستور ویلن ایرانی» از استاد کلنل علینقی وزیری، «ردیف استاد ابوالحسن‌خان صبا برای ویلن» و مجموعه چهار جلدی «ویلن ایرانی» (کتاب‌های هنرستان موسیقی) اثر استاد روح‌الله خالقی.

آیا مخاطبان و هنرجویان ویلن ایرانی در آموزشگاه‌های آزاد موسیقی کم‌اند؟ آیا دانشگاه‌های موسیقی با وجود متقاضی (هنرجو در آموزشگاه‌های موسیقی) رسالتی برای تعلیم نیروی متخصص و مدرس در این زمینه ندارند؟ چرا وقتی بیش از 10 نفر از نوجوانانی که نزد من با ساز ویلن، آموزش ردیف موسیقی ایرانی می‌بینند و اشتیاق به حضور در جشنواره جوان یا جشنواره موسیقی کلاسیک ایرانی را دارند، با جشنواره‌ای مواجه می‌شوند که همه سازها و گرایشات در آن وجود دارد، به‌جز ویلن ایرانی. یک لحظه خودتان را جای آن هنرجویان بگذارید. وقتی از مسئولین جشنواره چرایی مسأله را جویا می‌شوم در جواب می‌گویند آقای داریوش طلایی مجدانه مخالف بودند. تا کی و تا چه اندازه تعصب بی‌مورد؟ چرا به علایق و ذائقه‌های هم احترام نمی‌گذاریم و هرگاه در جایگاه سیاست‌گذاری فرهنگی قرار می‌گیریم، سلیقه‌ای عمل می‌کنیم؟

آیا جناب استاد داریوش طلایی مطلع‌اند که رپرتواری که برای ساز ویلن ایرانی در ردیف دستگاهی وجود دارد، به‌مراتب بیشتر از رپرتوار ساز تار و سنتور است؟ چرا با وجود ردیف غنی و ماندگار استاد ابوالحسن صبا (ردیفی بر مبنای ساز ویلن و قابل استفاده برای کمانچه) همواره نوازندگان کمانچه در دانشگاه، ردیف میرزا عبدالله (ردیف تار و سه‌تار) می‌نوازند و گرایش ویلن ایرانی نیز اصلاً وجود خارجی ندارد؟ مگر غیر از این است که ساختار و کاراکتر ملودی در سازهای مختلف با توجه به ساختار فیزیکی سازها متفاوت است؟ پس چرا ملودی‌ها و جملات موسیقی را -که مربوط به ساز‌های زهی مضرابی است- با سازهای زهی آرشه‌ای می‌نوازید؟ در حالی که رپرتوارهای مرتبط، غنی، با اصالت و هویت ایرانی و مختص سازهای آرشه‌ای وجود دارد.

چه ادله‌ای به‌جز اِعمال سلیقه و ذائقه شخصی می‌تواند در حذف این جریان وجود داشته باشد؟

جناب استاد طلایی گران‌قدر! ویلن ایرانی مخاطب دارد و به‌هیچ عنوان نمی‌توان نقش و تأثیرگذاری ساز ویلن و همچنین نوازندگان این ساز را در موسیقی ملی ایران نادیده گرفت و منکر شد.

جناب جعفرزاده عزیز و دیگر هم‌فکران! ارکستر موسیقی ملی با همان ساختار گذشته مخاطب دارد و این جریانِ به تعبیر شما «موسیقی گل‌هایی» بخشی از هویت و فرهنگ ایرانی است. مگر نبود که سالیان سال، بلیت ارکستر موسیقی ملی در مدت کوتاهی تماماً به فروش می‌رسید و زمانی که شخصاً در ارکستر سمفونیک تهران نوازنده ویلن بودم، تالار وحدت را با مدعوین و بلیت‌های میهمان پُر می‌کردند که این نکته نیز جای خوشحالی ندارد و خوشبختانه این اتفاق همیشگی نبود و بعضاً پیش می‌آمد.

بنده نیز همچون شما کاملاً به این مطلب معتقد و مُصرّم که نوازندگان موسیقی ایرانی (سازهای غربی که در خدمت موسیقی ایرانی قرار می‌گیرند، مثل ویلن و پیانو) باید از سطح مطلوبی (اکول صحیح، دشیفراژ، تجربه‌ی اجرای گام و اتود و قطعات کلاسیک، تجربه ارکسترنوازی و بهره‌مندی از سونوریته ارکسترال) برخوردار باشند.

ولی با وجود نیازمندی به این ملزومات، این مطلب را نیز یادآور می‌شود که هنرمندانی همچون پرویز یاحقی -که تاریخ بداهه‌نوازی و ملودی‌سازی موسیقی ایرانی «در ساز ویلن» دیگر شاهد همچنین نبوغی نخواهد بود- الزاماً از اکول صحیحی برخوردار نبودند. البته اگر هنرمندانی همچون استاد داریوش طلایی و… اجازه بدهند، باید برای بهبود آن همت گمارد!

و از نگاهی دیگر بیان این مطلب خالی از لطف نیست که ساختار و ماهیت موسیقی ایرانی و ردیف دستگاهی به گونه‌ای است که برای ارائه آن، الزاماً نیازمند یادگیری و استفاده از تمام تکنیک‌های مختلفی که در موسیقی کلاسیک غربی وجود دارد، نیست. به‌عبارتی همه تکنیک‌های موسیقی کلاسیک غربی در موسیقی ایرانی مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. هر چند که سطح علمی و اِشراف هنرمند به گرایش‌های مختلف موسیقی، می‌تواند هنرمند و اثر خلق شده را به تعالی برساند.

ارتقای جایگاه قطعه جدید «ایلیا سلمان‌زاده» در چارت‌های بین‌المللی

ارتقای جایگاه قطعه جدید «ایلیا سلمان‌زاده» در چارت‌های بین‌المللی

برای How Do You Sleep با صدای Sam Smith

ارتقای جایگاه قطعه جدید «ایلیا سلمان‌زاده» در چارت‌های بین‌المللی

موسیقی ما جدیدترین تجربه پروداکشن «ایلیا سلمان‌زاده» به رتبه دوازدهم سایت Official Charts راه پیدا کرد. این اثر به نام «How Do You Sleep?» که با صدای «سم اسمیت» تولید شده است روز سی و یکم جولای منتشر شد و کم کم در حال راهیابی به رتبه‌های بالای سایت‌های موسیقی جهان است. شنیده‌ها حکایت از آن دارد که بازخوردهای این قطعه باعث شده است تا سم اسمیت به فکر همکاری‌های بیشتر با ایلیا سلمان‌زاده طی ماه‌های آینده باشد. پرودیوسر ایرانی-سوئدی که با سی و سه سال سن تا کنون توانسته در زمینه تولید قطعات موسیقی با مطرح‌ترین هنرمندان این عرصه در جهان همکاری کند.
 
ایلیا سلمان‌زاده در سال 2019 تا کنون پرکار بوده و علاوه بر همکاری سم اسمیت با چهره‌هایی نظیر آریانا گرانده، مالوما و بیانسه قطعات متنوعی را تولید کرده است. همچنین با توجه به فعالیت‌های سلمان‌زاده پیش‌بینی می‌شود او امسال هم یکی از مدعیان فستیوال‌های موسیقی دنیا باشد.

منبع: 

اختصاصی سایت «موسیقی ما»

گروه «ترنم مهربانی» به خوانندگی امیر اثنی عشری کنسرت خیریه می‌دهد

گروه «ترنم مهربانی» به خوانندگی امیر اثنی عشری کنسرت خیریه می‌دهد

با توجه به فروکش کردن تب کمک‌های مردمی به آسیب دیدگانِ سیل لرستان

گروه «ترنم مهربانی» به خوانندگی امیر اثنی عشری کنسرت خیریه می‌دهد

موسیقی ما – با توجه به فروکش کردن تب کمک‌های مردمی به آسیب دیدگانِ سیل ویرانگر اخیر در لرستان، گروه «ترنم مهربانی» به سرپرستی ساسان بازگیر و خوانندگی امیر اثنی عشری کنسرتی را در حمایت از مردم لرستان برگزار می‌کند.

«امیر اثنی‌عشری» خواننده موسیقی ایرانی با اعلام این خبر گفت: «با توجه به سیل اخیر لرستان، هنوز تعداد بسیاری از هموطنان ما به نوعی درگیر تبعات و مشکلات ناشی از این رویداد هستند. اعضای گروه ترنم مهربانی و بنده در راستای کمک و یادآوری لزوم ادامه کمک‌های مادی و معنوی به مردم شریف لرستان تصمیم گرفتیم، با برگزاری کنسرتی نقش خود را در یاری رسانی به مردمان این دیار ایفا کنیم.»

 اثنی عشری در ادامه افزود: «کلیه عواید حاصل از فروش بلیت‌های این مراسم كه جمعه 11 مرداد ساعت 21 در تالار ایوان شمس برگزار می‌شود، صرف نیازهای خانواده‌های تنگدست سیل‌زده می‌شود و اعضای گروه بدون هیچ چشمداشتی این کنسرت را برگزار می کنند. بلیت فروشی این کنسرت نیز هم اکنون در سایت تیوال آغاز شده است.»

‌اعضای گروه ترنم مهربانی در این کنسرت عبارتند از امیر اثنی عشری (آواز)، ساسان بازگیر (سرپرست و نوازنده سه تار)، آیدین دستیاری (سه تار)، محمدرضا وداد (سه تار)، کاوه صفاریان (سه تار)، محمد جوزی (عود)، احسان لیوانی‌ (نی)، پژمان پرنیا (تمبک، بندیر) و رامین ملكی (دف).

گفتنی است کنسرت حاضر با همراهی موسسه سروش مولانا و ستاد مدیریت محله برگزار می‌شود.
 

«حسین آهی» فردا مهمانِ ابدی خاک می‌شود

«حسین آهی» فردا مهمانِ ابدی خاک می‌شود

پیام تسلیتِ‌مدیرکل دفتر موسیقی برای درگذشتِ شاعر و پژوهشگر نام‌دار

«حسین آهی» فردا مهمانِ ابدی خاک می‌شود

موسیقی ما – «حسین آهی» -شاعر و پژوهشگر ادبیات فارسی-  هفتم مرداد ماه در سن ٦٥ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سرطان لنفاوی در تهران درگذشت. او در دهه‌ی 80 در تلویزیون برنامه‌ی «با کاروان شعر و موسیقی» را  اجرا می‌کرد.

او فرزند علی آهی، شاعر و پژوهشگر ایرانی بود و هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده‌ بود که کتاب «بحور شعر فارسی» را منتشر کرد و در همان دوران تحسین تنی چند از بزرگان شعر فارسی نظیر دکتر شفیعی کدکنی و مهدی اخوان ثالث را بر خود برمی‌انگیزد. چندی قبل نیز بهاءالدین خرمشاهی به ویژگی‌های این اثر اشاره‌ای داشته‌است.

پژوهش در زمینه آثار بیدل دهلوی، از جمله کارهای ماندگار حسین آهی است. مراسم خاکسپاری او قرار است فردا ساعت ١٠ صبح از حوزه‌ی هنری به سمتِ بهشتِ‌ زهرا انجام شود.

در این میان «محمد اله‌یاری» -مدیر کلِ دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- در پیامی درگذشتِ این شاعر و پژوهشگر را تسلیت گفت.

او در متنِ پیام خود آورده است: «خبر، پتک سنگین بر آیینه بود. فرزند برومند عرصه ی فرهنگ و ادب ایران عزیز، محمد حسین آهی راد، دعوت پروردگارش را برای حضور در تماشاگه راز، فروتنانه پاسخ گفت و آشنایان به جهان حقیقی و زندگی بخش شعر و شعور فارسی را در اندوهی جانکاه، فرو گذاشت و اما به راستی، جز تسلیم در برابر مشیت حضرت حق، پناهگاهی هست؟…  بی تردید ثمرات معنوی و آثار ادبی آن جان گرامی و سابقه سالهای متمادی حضورش در شورای شعر و ترانه، از اینک تا همیشه و تا آنگاه که از زبان و ادب فارسی، نامی در میان باشد؛ جاودان است.»

بزرگانِ موسیقی سنتی،‌ کلاسیک و پژوهش در یک رویداد موسیقایی جمع می‌شوند

بزرگانِ موسیقی سنتی،‌ کلاسیک و پژوهش در یک رویداد موسیقایی جمع می‌شوند
موسیقی ما – اعضای هیأت داورانِ جشنواره‌ی موسیقی صبا پس از گذشت یک‌وماه‌و‌نیم از انتشار فراخوان معرفی شدند. این اعضا در چهار رشته‌ی «آهنگ‌سازی»، «آنسامبل موسیقی ایرانی»، «آنسامبل موسیقی کلاسیک»، و «پژوهش موسیقی» با حکم دبیر جشنواره‌ معرفی شدند.

براساس اعلام دبیرخانه‌ی جشنواره، هیأت داوران بخشِ آهنگ‌سازی در این دوره دکتر
عبارتند از:
-سارا اباذری: عضو هیأت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران و فارغ‌التحصیل دکتری آهنگ‌سازی از دانشگاه «اِم‌دِوِ»ی اتریش
– دکتر اَلَن بلکین: داورِ خارجیِ این دوره، عضو هیأت علمی آهنگ‌سازی در دانشگاه مونترئال کانادا، و فارغ‌التحصیل دکتری آهنگ‌سازی در دانشگاه جولیارد آمریکا
– محمدرضا تفضلی:عضو هیأت علمی گروه آهنگ‌سازی دانشگاه هنر، و دانش‌آموخته‌ی کنسرواتوار سن‌پترزبورگ روسیه
-دکتر مهدی حسینی: فارغ‌التحصیل از کنسرواتوار سن‌پترزبورگ، بنیان‌گذار مرکز موسیقی معاصر سن‌پترزبورگ
– استاد مهران روحانی: استاد پیش‌کسوتِ آهنگ‌سازی، و دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی آهنگ‌سازی از کالج سلطنتی لندن
-دکتر محمدسعید شریفیان: استاد پیش‌کسوت، و دانش‌آموخته‌ی کالج سلطنتی لندن، و دارای دکترای آهنگ‌سازی از دانشگاه لیدز انگلستان
– دکتر کیاوش صاحب‌نسق، استاد پیشین دانشگاه تهران، فارغ‌التحصیل دکتری آهنگ‌سازی از دانشگاه هنر و موسیقی اتریش (اِم‌دِوِ)مشاور علمی بخش «آهنگ‌سازی»

جشنواره‌ی صبا با اشاره به محدود بودن موقعیت‌های عرضه‌ی موسیقی هنری در دنیای امروز در مقایسه با موسیقی مردمی گفت: «جشنواره‌ها و مسابقات یکی از مهم‌ترین بسترها برای تجربه‌ی این نوع موسیقی در کنار دانشگاه‌ها است.» دکتر امین هنرمند، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، در تشریح جایگاه این جشنواره‌ی موسیقی گفت: «جشنواره‌ی پیش‌رو نیز فرصت و انگیزه‌ای مغتنم برای آهنگ‌سازان فراهم می‌کند تا برای یک آنسامبل قابل توجه اثری خلق کنند و آن را توسط جمعی از دانشگاهیان و فعالان این زمینه محک بزنند.»

• بخشِ آنسامبل ایرانی:

براساس اعلام دبیرخانه‌ی جشنواره، هیأت داوران بخشِ گروه‌نوازی موسیقی ایرانی در این دوره بدین‌قرارند:

– استاد عبدالنقی افشارنیا، استاد پیش‌کسوت موسیقی و نوازنده‌ی نِی
– محمود بالنده، عضو هیأت علمی دانشگاه هنر، نوازنده‌ی تنبک و عود
– استاد داریوش پیرنیاکان، عضو هیأت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، و نوازنده‌ی پیش‌کسوت تار و سه‌تار
– استاد علی‌اکبر شکارچی، استاد پیش‌کسوت موسیقی، نوازنده‌ی کمانچه و آهنگ‌ساز
– استاد ارسلان کامکار، نوازنده‌ی پیش‌کسوت عود و ویلن، و آهنگ‌ساز
– استاد محمدعلی کیانی‌نژاد، استاد پیش‌کسوت موسیقی، نوازنده‌ی برجسته‌ی نِی، و آهنگ‌ساز
– کورش متین، نوازنده‌ی سنتور، آهنگ‌ساز، و دانش‌آموخته‌ی دانشگاه هنر تهران

مشاور علمی بخش «آنسامبل ایرانی» جشنواره‌ی موسیقی صبا، پریچهر خواجه، نیز ضمن ابراز خرسندی از برگزاری این جشنواره، و ضمن تشکر از هم‌کاری احسان ذبیحی‌فر در فرآیند انتخاب و دعوت از داوران، گفت: «در این جشنواره با دعوت از طیفی متنوع از اساتید صاحب‌نامِ پیش‌کسوت موسیقی ایران، درراستای ایجاد فضای رقابتی سالم، سازنده و پربار هنرمندان دانشجو، در جهت ارتقای سطح فرهنگ موسیقی کشورمان گام برمی‌داریم.»
 
• بخشِ آنسامبل کلاسیک غربی:

براساس اعلام دبیرخانه‌ی جشنواره، هیأت داوران بخشِ گروه‌نوازی موسیقی کلاسیک غربی در این دوره بدین‌قرارند:
– ربکا آشوقیان، مدیر گروهِ فعلیِ آهنگ‌سازی دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر (پیانیست)
– دکتر مهرداد پاکباز، فارغ‌التحصیل رشته‌ی نوازندگی از دانشگاه هنر و موسیقی وین (گیتاریست، آهنگ‌ساز)
– ایمان فخر، مدیر گروه نوازندگی موسیقی جهانی دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر (ویلنیست)
– سهراب کاشف، عضو هیأت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (رهبر ارکستر)
– استاد رافائل میناسکانیان، استاد پیش‌کسوت موسیقی، و درس‌خوانده‌ی دانشگاه جولیارد آمریکا (پیانیست)
– استاد رضا ناژفر، استاد پیش‌کسوت موسیقیِ ساکن اتریش (فلوتیست، و آهنگ‌ساز)
– عضو هفتم: افتخاری و در ایام جشنواره معرفی خواهد شد.

مشاور علمی بخش «آنسامبل کلاسیک غربی» با اعلام اینکه در جلسات بازبینی و داوری تمام اجراهای گروه‌ها شرکت خواهد کرد، گفت: «از اینکه به‌عنوان مشاور علمی بخش رقابتی گروه‌نوازی کلاسیک، با دومین دوره‌ی جشنواره‌ی دانشجویی صبا همکاری می‌کنم، خرسندم.» ربکا آشوقیان با اشاره به ترکیب انتخابی اعضای هیأت داوران اظهار کرد: «این ترکیب از لحاظ ایجاد بستر هم‌کاری متقابل میان اساتید پیش‌کسوت و نسل جدید و هم‌چنین حفظ تعادل و هم‌بستگی در روابط بینادانشگاهی میان دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر و سایر مراکز آموزش عالی موسیقی در کشور حائز اهمیت است.» وی ادامه داد: «از جهت تسلط اعضای متخصص مذکور بر هر یک از سازهای اصلی در گروه‌نوازی کلاسیک، عملکرد متناسب، سنجیده، و هدف‌مندی را از سوی جشنواره شاهد هستیم.»
 
• بخشِ پژوهش موسیقی:
براساس اعلام دبیرخانه‌ی جشنواره، هیأت داوران بخشِ پژوهش موسیقی در این دوره بدین‌قرارند:
– دکتر محمدرضا آزاده‌فر، استاد تمام دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر (قوم‌‌موسیقی‌شناس)
– دکتر هومان اسعدی، عضو هیأت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (موسیقی شناس)
– دکتر بابک خضرائی، استاد مدعو دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر (موسیقی‌شناس)
– دکتر رضا صمیم، استادیار جامعه‌شناسیِ پژوهشکده‌ی مطالعات فرهنگی و اجتماعی (پژوهشگر فرهنگ و موسیقی)
– محمدرضا فیاض، دانش‌آموخته‌ی دانشگاه تهران (آهنگ‌ساز و منتقد موسیقی)
–دکتر مریم قرسو، عضو هیأت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (قوم‌‌موسیقی‌شناس)
– دکتر حسین میثمی، عضو هیأت علمی دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر (قوم‌موسیقی‌شناس)
مشاور علمی بخش «پژوهش موسیقی» این دوره، دکتر بابک خضرائی گفت: «جشنواره‌ی دانشجویی موسیقی صبا عرصه‌ی نمایش تفاخر نیست؛ میدان تمرین و معرفی است. جایی است که دانشجویان هم نقش کلیدی در برپایی و راهبری آن دارند و هم خلاقیت‌ها و توانایی‌های موسیقایی خود را محک می‌زنند. رقابتی دوستانه است که بازنده ندارد و اصالت با اندیشه است. این است که می‌تواند به اساتید سرشناس و برجسته‌‌ی موسیقی به‌عنوان داورانی که در کنار هم می‌نشینند نیز احساس امنیت و جدیت مضاعف دهد.»
 
پوریا رمضانیان، دبیر این دوره نیز ضمن تشکر از مشارکت و همراهی حداکثری اساتید، گفت: «جشنواره‌ی موسیقی صبا با هدف ایجاد فضایی تعاملی و تسهیل فعالیت هنری دانشجویان راه‌اندازی شده‌است. وی ابراز امیدواری کرد که حضور طیف گسترده و متنوع اساتید می‌تواند نتیجه‌ی مثبتی در روند داوری داشته باشد. خصوصاً که در این دوره از این جشنواره، شرکت‌کنندگان، نتیجه‌ی روند قضاوت را روی سایت مشاهده خواهند کرد و داوری کاملاً شفاف، و براساس جداول ارزیابی دقیقی خواهد بود که مشاورین علمی با مشورت مستقیم داوران طراحی کرده و نتیجه‌ی کار هر شرکت‌کننده یا گروه از طریق آن، روی سایت قابل مشاهده‌است.»

لطفاً جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت جشنواره مراجعه کنند.  

ویدیو موسیقی علیه بیماری, سایت موسیقی ما

ویدیو موسیقی علیه بیماری, سایت موسیقی ما

«ماهور مظفری» می‌خواند، مثلِ خیلی از جوان‌های دیگر که می‌خوانند به امید آینده‌ای که خودشان را روی صحنه‌های کنسرت ببینند. صدایش خوب است ( این را اهلِ فن‌اش می‌گویند) اما حالا دارد با یک بیماری سخت دست و پنجه نرم می‌کند. همان غولِ وحشتناکِ سرطان که زندگی امروز خیلی‌ها را مبتلایش کرده است. اما تا مهربانی هست و آدم‌هایی مثلِ «حسین رضایی‌نیا»، «غلامرضا صادقی» و «آرین رضایی» هستند، دردِ خیلی چیزها آسان می‌شود. چند وقتِ پیش تولد «ماهور» بود، همان روز رفته بود دوباره جوابِ آزمایش‌هایش را بگیرد؛ جواب‌ها آن‌طور که باید رضایت‌بخش نبود؛ اما همان روز تعدادی از اهالی موسیقی برایش سورپرایزِ شیرینی داشتند،‌ او که از هوادارانِ سرسختِ «حسین رضایی‌نیا»ست، با آمدن به خیریه‌ی رضوی او را دید و دوستانش را که صدایش را شنیدند و به او قول دادند تا برایش آلبومی موسیقی تهیه کنند به رایگان، به شرطی که او نیز قول دهد که با تمامِ توانش با بیماری‌اش مبارزه کند و زود خوب شود تا همین‌ آدم‌ها تبدیل‌ش کنند به یک ستاره. گزارش ما از آن دیدار را ببینید و برای سلامتی تمامی بیماران دعا کنید.

شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده حقوق آثارشان را از طریق خانه موسیقی پیگیری می‌کنند

شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده حقوق آثارشان را از طریق خانه موسیقی پیگیری می‌کنند
موسیقی ما طی سال‌های اخیر بحث انتشار یا بازخوانی آثار آهنگسازان و ترانه‌سراهایی که خارج از ایران زندگی می‌کنند همیشه داغ بوده است. چرا که در اغلب موارد این بازخوانی‌ها یا ارائه آثار آنها به هر نحو بدون اجازه رسمی خالق اثر و محل دعوای افراد بوده است. در جدیدترین اتفاق مربوط به این موضوع یک پژوهشگر حوزه موسیقی با پذیرش وکالت «شهیار قنبری» و «اسفندیار منفردزاده» پیگیر حقوق مادی و معنوی این دو هنرمند شده است. «حسین عصاران» که با وکالت از این دو هنرمند در حال پیگیری آثاری است که خصوصاً با صدای زنده‌یاد «فرهاد مهراد» طی این سال‌ها در ایران منتشر شده است. به همین بهانه گفتگویی با حسین عصاران داشتیم و او توضیحاتی راجع به این موضوعات ارائه کرد.
 
حسین عصاران ابتدا گفت:«در تمامی این سال‌ها که به واسطه انجام برخی پروژه‌های پژوهشی در خدمت آقای «اسفندیار منفردزاده» و آقای «شهیار قنبری» بودم، وقتی صحبت به سمت انتشار آثارشان در ایران می‌رفت نارضایتی‌هایشان را از سوءاستفاده از آثاری که قبل از انقلاب پدید آورده بودند به وضوح درک می‌کردم. بیشتر این نارضایتی هم متوجه چگونگی انتشار بدون اجازه آن بخشی از آثارشان بود که با صدای «فرهاد مهراد» اجرا شده است. همین جا به صراحت باید عرض کنم نظر آقای قنبری و آقای منفردزاده در مورد شخص فرهاد، به عنوان مجری برخی آثارشان، همیشه دوستانه و مهرورزانه بوده و کیفیت کاری فرهاد را ارج‌گذاری می‌کنند و از این منظر این نارضایتی‌ای که عرض کردم، درباره شخص آقای فرهاد، در حد همان گلایه‌های دوستانه باقی می‌ماند. اما  بیشتر نارضایتیشان متوجه کسانی است که در غیابشان، خودشان را متولی این آثار در ایران می‌دانند و به هر شکل دلخواهی از این آثار چه در زمینه‌ی نشر و چه اجرا و چه موارد دیگر سواستفاده می‌کنند. جالب اینکه این روند از همان ماه‌های اولیه پس از انقلاب با انتشار ترانه نجوا (گفتنی‌ها کم نیست) شروع شد و تا الان هم ادامه دارد. این افراد حقیقی و حقوقی به غیر از انتفاع مالی بسیار زیادی که تا کنون از انتشار برخی آثار این دو هنرمند برده‌اند، به مرور زمان چنان امر برایشان مشتبه شده که یک جایگاه معنوی و حقوقی هم برای خود متصور شده‌اند تا جایی که برای انتشار این آثار قراردادهای رسمی می‌بندند و باید و نباید مشخص می‌کنند.»
 
او در ادامه اشاره‌ای هم به استفاده‌های دیگری که از آثار شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده شده است داشت:«مسأله اینجاست که این موضوع فقط به بازنشر آثاری که در گذشته خلق شده، باز نمی‌گردد و به باز اجراها و ساخت نماهنگ‌های مختلف هم کشیده است که به عنوان یک نمونه می‌توانم به بازاجرای بازاجرای ترانه‌ی «کودکانه»  توسط آقای «بنیامین بهادری» اشاره کنم که با عنوان «بوی عیدی» منتشر کرده‌اند. نارضایتی آقای قنبری و آقای منفردزاده بیشتر به دلیل رعایت نشدن شأن آنها به عنوان پدیدآورندگان اثر و رعایت نشدن حقوق معنوی آنها است و در مرتبه‌ بعدی به مسائل مادی آثار مربوط می‌شود. هرچند که خود من، من به عنوان یک پژوهشگر و منتقد ، اعتقاد دارم که حقوق مادی و معنوی دو وجه یک سکه هستند و انجام یکی بدون پیگیری و تأمین دیگری، عملاً موضوعیت ندارد. مخصوصاً درباره چنین هنرمندانی که کار هنری‌شان هم خاستگاه کارورزانه ندارد که سفارش‌گیری کنند، بلکه هنرشان نمود زندگی و عقایدشان است و عملا تصاحب نادرست این آثار، به نوعی تعدی به زندگی و ذهنیت هنرمندشان محسوب می‌شود.»
 
عصاران سپس درباره نحوه تعامل با خانه موسیقی برای پیگیری و حل این مشکلات اعلام کرد:«با گسترش سوءاستفاده‌های انجام شده از آثار این دو هنرمند، در نهایت به این نتیجه رسیدند تا یک جایی نقطه پایانی بر این قضیه گذاشته شود. قدم اول ثبت جهانی آثار آقایان منفردزاده و قنبری بود که از طریق یک شرکت فرانسوی انجام شد. قدم دوم انتشار یک بیانیه اعتراض‌آمیز بود که توسط این دو هنرمند تنظیم و در رسانه‌ها به انتشار رسید. همزمان هم بنا شد برای پیگیری سوءاستفاده‌های قبلی، به دلیل احترامی که به صنف اهالی موسیقی قائل هستند، به «خانه موسیقی» به عنوان یک سازمان صنفی مراجعه کنیم و مسائل را از طریق «خانه موسیقی» دنبال ‌کنیم. از همین رو از طرف این دو به بنده وکالت داده شد تا این مسأله را پیگیری کنم که در نهایت با مشورت وکلای زبده و جمع‌آوری مستندات و تنظیم متن دادخواست، موارد را به مدیر عامل خانه موسیقی، جناب آقای «حمیدرضا نوربخش» تحویل دادیم.»
 
او در ادامه گفت:«خوشبختانه در جلسه اول که خدمت آقای نوربخش بودم ایشان قول دادند که تا حصول نتیجه نهایی در این قضیه حضور فعال خواهند داشت. ما هم به احترام ایشان منتظر خواهیم ماند و امیدواریم که از طریق «خانه موسیقی» به نتایج خوبی برسیم. البته بعد از این جلسه‌، ناشر فعلی کارنامه‌ی خوانندگی فرهاد، یعنی مدیر موسسه «نی داوود» با من تماس گرفتند و توضیحاتی درباره روند انتشار آثار ارائه کردند و گفتند که به خاطر احترامی که برای آقایان منفردزاده و قنبری قائل هستند خود، رأساً انتشار آثار فرهاد را  تا تعیین تکلیف موارد متوقف کرده‌اند. همچنین ابراز کردند که رضایت این دو هنرمند را هم تأمین خواهند کرد. البته ایشان به بندهایی از قرارداد بین خود و همسر زنده‌یاد فرهاد، یعنی خانم گلفام که خود را متولی انتشار این آثار معرفی کرده، هم اشاره کردند و ابراز کردند که پرداخت‌های متناوبی هم به ایشان داشته‌اند. البته این موارد باید توسط خانه‌ی موسیقی پیگیری شود و ما به احترام خانه موسیقی، فعلا نظر خاصی درباره‌ی این قراردادها و قصوراتی که متوجه همه‌ی طرفین است نداریم و فعلا اقدام دیگری هم انجام نخواهیم داد. در هر صورت ما با جدیت پیگیر سوءاستفاده از آثار شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده هستیم و امیدواریم که با پیگیری های خانه‌ی موسیقی این مشکلات حل شود. البته اگر قائل به حل شدن مسائل باشند.»
 
این پژوهشگر موسیقی نهایتاً اعلام کرد:«در واقع در چشم اندازی بزرگتر، امیدوارم پیگیری‌های ما پایانی بر نادیده‌انگاری حقوق مادی و معنوی هنرمندان باشد تا اینکه روزی عموم جامعه‌ ما باور کند که تولید هنری خود، یک کار است و باید حقوق مادی و معنوی پدیدآورنده‌ هر اثر هنری را مطابق قانون رعایت کرد.»
جهت ورود به سایت پیش بینی و کازینو آنلاین کلیک کنیدورود به سایت
+ +